تبليغاتX
ورزش وسلامتی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بالندگیت را تبریک

هر بار وی را می دیدم  با انگیزه و پر هیجان از نقشش و از نمادی با اعتماد بنفس از جنس زن  می گفت ، زنی که مرزها را در می نوردد ، زنی که می خروشد و نماد والایی می آفریند . از دیروزهایش بسیار شنیده بودم ...

بسیار جسورانه ایام کودکی را گذر کرد . با وجودی که در محاورات  با دیگر همسالانش همخوانی  به ظاهر را نداشت اما اندرون و ظاهر قوی یبود. چابک و پر تحرک ، تجربه کردن  مبارزه با همسالان پسر و دختر را بسیار فراوان داشت . جو خانواده و هدایت وپشتیبانی چنان از نسیبه ی نو نهال جسارت ساخت که به سرعت باد اسم و رسمش زبانزد کوی وکوچه ی مدارس سطح شهر مریوان شد.

از اینکه  جسورانه مبارزه  را می طلبید و  اکثر رشته های ورزشی را بنوعی دنبال میکرد متعجب بودم . اما  کار اختصاصی و یک  رشته  کردن ورزشش آرزوی  درونیم بود  تا تمام  انرژی و  فنون حرفه ایی را بیاموزد و روزی مربی واستادی والا گردد.این آرزو دست نایافتنی نبوده ونیست.

از اینکه دختری از جنس بلور چون رودخانه ی سیروان می خروشد و بندهای محصور چند لایه ی تنیده ی جنس زن را در کنار می گذاشت و بسوی افق های امید می نگریست بر خود می بالیدم. از اینکه شهری کوچک در مرز غرب کشور  زادگاه چنین دختران والایست اشک در چشمانم حلقه و بالندگی را صد چندان بیشتر می نمود.

از اینکه نسیبه شهبازی  باشگاههای  محلی را تجربه می کرد و با اندک امکانات از طبیعت  وسرشت کوه و طبیعت کوهستانی، اوج گرفتن می آموخت و حضور در دانشگاه طبیعت  راضرورتی ستودنی والامی دانست شاد می گردیدم و  از اینکه سایر همسالانش به جسارتش غبطه می خوردند و گامی بر نمی داشتند متاسف می شدم اما دگر بار  وجود چنین فرشتگانی را نعمت والای حق تعالی می دانستم به شکرانه اش سجده ها بر می داشتم.

 دیروز بود  خبری جانگاه او را به زانو در آورد و هنوز که هنوز است 20 روز از واقعه نگذشته است ! بیست روز از دست دادن پدری که چون کوه پشتیبانش بود . از دست دادن پدری فرهنگی که فرهنگ ورزش را نیکو  به  به نمایش گذاشت و نیکو به جامعه تحویل داد نگذشته بود که خبر موفقیتش را در عرصه ی ملی شنیدم . بسیار شادمان و حتی گریستم .

بله او بود همان  دختری که دلیرانه  مبارزه را از محرومترین  دیار آموخت و آموخت که امکانات حرف اول را نمی زند و اراده  نقطه عطف بالندگیست. آموخت که  عزلت و گوشه نشینی  اختیار کردن و در بند ومحصور ماندن برای دختران وبانوان روا نیست و باید برای بودن  وشدن ها گام برداشت . آموخت که درد جانگاه بسیار سخت است اما لطف یزدان هم آرامبخش روزهای سخت زندگیست .

بله او نسیبه شهبازی فرزند مرحوم عبدالله شهبازی همکار فرهنگی ما بود که  با کسب مقام اولی و راهیبای به مسابقات جهانی اوکراین  در رشته ی (کونگ فوتوا) ، التیامبخش درد سوزناک از دست دادن پدر را با این موفقیت تجربه کرد .

این بار نیز چون دلیر بانوی از خطه ی سر سبز کردستان  بودن را برای صعود ووارستگی با درد ها هم نیکو تجربه کرد.این تجربیات هستند که شعله ی امید را  همچنان پر صلابت در وجود ما آدمیان  درخشان  وپر ظهور جلوه می دهند.

بالندگیت نشانی از آراستگی و وقارت بوده وهست . حرکتت نمایشی از زیبایی از زن امروز است و بس!زن در جهان امروز می تواند والا باشد  و والایش را نیکو به رخ نگاههای محبوس چهار دیواری بکشد.درس او درس شاد بودن است . درس به مشکلات ودردها خندیدن است .درس با منطق زیستن است و بالاخره  نگاه  پر اندیشه است برای جنس ظریف اما پر صلابت زن .

لازم می دانم این موفقیت بسیار پر افتخار را نخست به جامعه ی انسانی و سپس به جامعه ی زنان و به ویژه زنان شهر ودیارمان مریوان سرسبز و خانواده ی محترم و خود آن عزیز تبریک وتهنیت عرض بنمایم و همچنین از تمامی کسانی که در راه پیشبرد  بالندگی نونهالان این دیار از هیچ کوششی دریغ  نمی ورزند هم نهایت تشکر را بنمایم . موفقیت و قهرمانی در رشته ی " کونگ فوتوآ " نسیبه شهبازی " را در اوکراین نیز آرزومندم .

  به قلم آقای علی مصطفی زاده / مریوان /بهمن ۸۷

|+| نوشته شده توسط فاطمه رستمی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 16:23 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar