فال حافظ

کلیپ موبایل

قالب وبلاگ

تعبیر خواب

ورزش وسلامتی
با تراکم کاری بیش از حد روزانه  خوشحالم پژوهشی با موضوع:

" تاثیر موسیقی بر برانگیختگی ورزشکاران دختر در شهر مریوان "

را بلاخره به اتمام رساندم .

جا دارد از همسرم و اساتید گرامی آقایان توکلی، ملکی و ولیدی و همچنین همکار گرامیم سرکاره خانم چیا کهنه پوشی  که نهایت همکاری ، راهنمایی را در این پژوهش داشته اند  را ابراز دارم . امید آنکه همواره  یار و پشتیبان هم در کارهای مشترک باشیم .

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 توسط فاطمه رستمی

با توجه به اين که زنان نيمي از جامعه بشري را تشکيل ميدهند از جهات مختلف داراي اهميت بوده و در برنامه ريزيهاي گوناگون جامعه بايد در نظر گرفته شوند .
يکي از اموري که براي زنان مطرح است ورزش ميباشد، امروزه زنان زيادي در جهان به ورزشهاي مختلف اشتغال دارند.
همان طور که ميدانيم زندگي فعاليت است و مبناي به اصطلاح مواد دروني موجودات زنده نيز فعاليت است.
صاحبنظران امروزه بر اين عقيده اند که تمرينهاي حرکتي و ورزشي براي اکثريت مردم اعم از زن و مرد داراي ارزش بسيار است .
دختران و زنان در سنين مختلف به حرکات مختلف ورزشي نياز دارند هر چند در بعضي از کارهاي خانه تا حدودي اين فعاليتهاي بدني تامين مي شود.
اثرات تربيت بدني و ورزش بر زنان

يکي از مزاياي عمده تمرينهاي ورزشي براي زنان بهبود کارايي عملکرد سيستم ارگانيک بدن است.
شخصي که از لحاظ بدني تربيت يافته است در مقايسه با فردي که فعاليتها و تمرينات ورزشي نداشته روزانه انرژي کمتري مصرف ميکند و فشار کمتري بر بدن خويش وارد مي سازد .
اثر کلي ديگر تمرينهاي منظم کمک به رشد و تکامل اجزاي مختلف بدن است.
تمرينات منظم براي زنان سبب بهبود تنفس، سيستم هاضمه، سيستم تخليه بدن و بهبود ماهيچهها و قوي تر شدن آنها مي شود.
ورزش به زنان و دختران اجازه مي دهد خود را از عواطف انباشته شده در درون رها سازنند، و ورزش همچنين افزايش قدرت تحمل مشکلات در زندگي و بهتر روبرو شدن را به آنها مي دهد .
تاثير ورزش

در زندگي اجتماعي

از نظر اجتماعي بشر طبيعتا موجودي اجتماعي است که مي خواهد با ديگران رابطه داشته باشد و ديگران هم به طور متقابل با او ارتباط داشته باشند. اين غريزه اجتماعي را مي توانند از طريق ورزش بر آورده سازند با ورزش در زمينه نيل به ارزش هاي اجتماعي ديگري نيز چون کار گروهي، وفاداري و روحيه ورزشکاري مي توان توفيق يافت.
محيط صميمانه و مطلوب ورزشي اغلب فرصتي مناسب براي ايجاد روابط انساني و شکل گيري روحيات است و محيط ورزشي مناسب باعث مي شود زنان و دختران که ترسو و کم رو هستند به اين گرو ه هاي ورزشي روي آورند تا بتوانند از اين طريق با آنها ارتباط داشته باشد و همچنين در زندگي روزانه خويش با افراد مختلف بهتر سازگاري يابند .

تاثير ورزش در خانواده

سلامت هر يک از اعضاي خانواده به ويژه زن مستقيما بر تصوير کلي سلامت خانواده تاثير مي گذارد .
نگرش کلي زن نسبت به جسم و عملکرد فيزيکي بدنش در نگرش هاي کلي او تاثير مستقيم دارد زيرا سلامت جسم و روان او، روابط اجتماعي وي با ديگران را شکل مي دهد.
امنيت عاطفي او بر امنيت کلي خانواده مي افزايد و بهترين نشانه رشد و پختگي عاطفي او بر هوش و توانايي سازگاري با موفقيت هاي جديد، هنگام مواجه با فشارها و ناراحتي ها با حداقل آسيب پذيري فرد و گروهي است .
تامين بهداشت جسم و روان براي زنان که در دوره ها و مراحل مختلف زندگي بر مسووليت خويش مراحلي چون بارداري، زايمان و از همه مهمتر پرورش و تربيت فرزندان را پشت سر مي گذارند از اهميتي والا برخوردار است.
شخصيت کودک با نگرش هاي مادر در دوران بارداري آغاز و از آن پس در آغوش و در کنار او از نظر جسماني، رواني، اخلاقي، اجتماعي و معنوي رشد و تکامل مي يابد.
بدون شک مادر سالم و با نشاط بهتر از انجام اين مسووليت بر مي آيد و خود نيز الگوي عملي و طبيعي سالمتري براي فرزندان خويش خواهد بود .
زنان با ورزش کردن مي توانند خصوصيات رفتاري، اخلاقي و شخصيتي مطلوب براي يک زندگي سالم و شاداب را کسب کنند .
منبع : http://www.iriboffice.ir


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فاطمه رستمی

http://havre.persiangig.com/warzshi/index.jpg

بدنی منظم و عادات غذایی خوب می تواند سلامت زنان را ارتقا داده و از بسیاری از بیماریها و حالاتی که علت عمده مرگ و میر و ناتوانی زنان جهان است پیشگیری کند.
فعالیت بدنی منظم به پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی کمک می کند. این بیماریها که شامل بیماریهای قلبی .فشار خون بالا و سکته های مغزی است باعث یک سوم مرگ ومیر زنان در سراسر جهان هستند. بیماری های قلبی عروقی باعث نیمی از مرگهای زنان بالای سال در کشورهای در حال توسعه هستند .
توام بودن فعالیت بدنی منظم و تغذیه کافی اصلی ترین و اثر گذار ترین راه تنظیم چاقی خفیف تا متوسط و حفظ وزن ایده آل در زنان است.
دیابت چند میلیون زن را در سراسر جهان مبتلا کرده است این میزان در سالی به دو برابر افزایش میا بد.دیابت علاوه بر بیماریهای قلبی عروقی می تواند به کوری .اسیب عصبی .نارسایی کلیه .زخم پای دیابتی و قطع پا منجرشود.
تحقیق جدیدی نشان داده حتی فعالیت بدنی منظم و اندک و تغییربرنامه ی غذایی می تواند از نیمی از موارد دبپیابت غیر وابسته به انسولین جلوگیری کند.
فعالیت بدنی می تواند تا حد زیادی به پیشگیری و درمان استئو پروز کمک کند.
استئو پروز بیماری خاصی است که در آن استخوانها شکننده شده و در مقابل شکستن مقاومت ضعیفی از خودنشان میدهند.
زنان مخصوصا در دوران یائسگی در معرض خطر ابتلای بالاتری نسبت به این بیماری هستند.
فعالیتهای که در ان وزن بدن را تحمل میکنیم مثل پیاده روی .
اهسته دویدن برای بلوغ طبیعی استخوان بندی در دوران کودکی و نوجوانی لازم هستند و باعث کاهش و از دست رفتن استخوان می شوند.
همین قدرت عضلانی و تعادل را بهبود می بخشند و خر افتادن را کاهش داده و به همین خاطر از خطر شکستگی میکاهند.
فعالیت بدنی منظم کمک میکگند تا استرس .اضطراب و افسردگی و تنهایی کاهش یابد.
این مخصوصا در زنان مهم است چرا که آمار افسردگی در زنان بسیار بالاتر از مردان میباشد.
آرتریت روماتویید بیماری رایج در سنین بالا است که فعالیت بدنی منظم باعث تنظیم و کنترل تورم و درد مفاصل و در نتیجه انجام کارهای روزانه میشود.



شهر ورزش


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فاطمه رستمی

ورزش بدن‌سازي امروزه يكي از پر طرفدارترين ورزش‌هاي جهان است و مردان زيادي به اين رشته ورزشي علاقه‌مند هستند. طبق آمارهاي رسمي فدراسيون جهاني بدن‌سازي؛ در حال حاظر بدن‌سازي بيشترين ورزشكار جهان را به خود اختصاص داده است و پس از آن هنرهاي رزمي به علت گستردگي فراوان در جنوب شرق آسيا و فوتبال رتبه‌هاي دوم و سوم را در اختيار دارند. اما سوالات عمده‌اي كه معمولا براي خانم‌ها مطرح مي‌شود بدين قرار است:

آيا ورزش بدن‌سازي همانطور كه براي مردان مفيد است براي زنان نيز مفيد است
آيا زنان در صورت پرداختن به بدن‌سازي داراي بدني عضلاني، تفكيكي و در يك كلام مردانه مي‌شوند و ظرافت زنانه آنها تحت تاثير قرار مي‌گيرد
آيا اين ورزش خطري از لحاظ فيزيولوژي و آناتومتيك براي زنان ندارد
- در پاسخ به سوال اول بايد گفت فلسفه هر ورزشي وراي قهرماني و كسب افتخار براي مردان و زنان داشتن اندام دلخواه، سوزاندن چربي اضافي، توانايي بدني مطلوب در مواقع بحران و كسب مهارت‌هاي خاص بدني با تكيه بر تمرينات مكرر است. بايد گفت كه بدن‌سازي ورزشي است كه موارد فوق را با تضمين كامل به ورزشكار خود ارايه مي‌دهد. اين ورزش علاوه بر سوزاندن سريع و سبك چربي‌هاي اضافه بدن، اندام شما را كاملا موزون و هماهنگ كرده و علاوه بر آن به شما اعتماد به نفس و اقتدار فوق‌العاده‌اي مي‌دهد كه مي‌توانيد آن را در تمامي بدن‌سازان در سطوح مختلف ببينيد.

پس به نظر من با توجه به شرايط عدم تحركي كه بر زنان جامعه ايران حاكم است بدن ‌سازي نه تنها براي آنها مفيد است بلكه براي آنان الزامي است. آمار وحشتناكي كه از پوكي استخوان، روماتيسم مفصلي و ... در زنان ايراني مؤيد اين نكته است كه اپيدمي خطرناكي ناشي از كم‌تحركي در بين زنان در حال شيوع است كه تنها را آن تحرك بيشتر در قالب ورزش‌هايي مثل ايروبيك و بدن‌سازي است.
علاوه بر اين داشتن تناسب اندام براي يك دختر يا زن امتيازي غيرقابل انكار محسوب مي‌شود كه نمي‌توان آن را انكار كرد.

- در پاسخ به سوال دوم بايد گفت كه بدن‌سازي نه تنها بدن زن را مردانه نمي‌كند بلكه به بدن فرمت دخترانه‌تري مي‌دهد. اشتباه زنان در اين است كه بدن‌سازان زن را قهرمانان استروئيدي مي‌پندارند كه داراي بدن‌هايي مردانه و خشن هستند اما واقعيت اين است كه تمام مدل‌هاي روز دنيا مثل هنرپيشه‌هاي هاليوود و خوانندگان زن مطرح جهان كه بدن متناسب آنها آرزوي هر زني مي‌تواند باشد، بدن‌سازي و ايروبيك را در سرلوحه برنامه‌هاي روزمره خود قرار داده‌اند.

اما اين مطلب از نظر علمي هم ثابت مي‌شود :
عضلاني شدن بدن مردان به علت وجود هورمون تستترون در بدن آنهاست كه هر قدر ميزان تمرينات شديد بدني را افزايش دهند ميزان ترشح و توليد اين هورمون در بدن‌شان افزايش يافته در نتيجه بدن‌شان عضلاني‌تر و خشن‌تر مي‌شود؛ اما در بدن زن مقدار اين هورمون فوق‌العاده كم است و افزايش فعاليت بدن تاثير خاصي بر روي ميزان ترشح اين هورمون در بدن ندارد. در نتيجه در صورتي كه قرص‌ها و مواد تزريقي حاوي تستترن مصرف نشود {مثل كاري كه زنان بدن‌ساز حرفه‌اي انجام مي‌دهند يعني تزريق تستترن به بدن} ما به هيچ وجه شاهد بدني با فرمت مردانه نخواهيم بود بلكه:

تاثير بدن‌سازي بر عضلات زنان تنها سفت‌شدن و آب‌شدن چربي‌هاي دور عضلات است كه خود از افتادگي عضله جلوگيري كرده و فورمت منسجم، محكم و استيل فوق‌العاده دخترانه و منسجمي را به فرد مي‌دهد.

- در خصوص سوال سوم هم بايد گفت دقيقا اين سوال براي مردان هم مطرح است و برنامه‌ريزي ورزشي و تغذيه يكي از مهم‌ترين نكات بدن‌سازي است كه مي‌بايد به آن توجه خاص شود. مثل هميشه توصيه اصلي مشاوره با مربيان مجرب بدن‌سازي و متخصصين تغذيه است.

منبع : همپـرواز


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فاطمه رستمی
 

سابقه و هدف: :بیماری مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری دمیلینه‌کننده سیستم عصبی مرکزی است که منجر به اختلال در سیستم حرکتی و افزایش علایم خستگی شده و فعالیت‌های زندگی روزانه را متأثر می‌سازد. گرچه ورزش به بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس توصیه می‌گردد، ولی اثر آن بر فعالیت‌های زندگی روزانه هنوز به اثبات نرسیده است. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر تمرینات ورزشی بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه‌کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس ایران در سال ۸۱-۱۳۸۰ صورت گرفت.
▪ مواد و روش‌ها: در این مطالعه که به صورت کارآزمائی بالینی و یک گروهی انجام گرفت ۲۸ بیمار دارای مشخصات خاص واحدهای مورد پژوهش به صورت تدریجی و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و در دسترس انتخاب شدند. سپس پرسش‌نامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات مربوط به بیماری، اطلاعات در زمینه توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه و شدت خستگی، توسط هر نمونه تکمیل گردید. پس از آن یک دوره ۸ هفته‌ای تمرینات ورزشی انجام شد که شامل ۴ مرحله گرم‌کننده، دو تفریحی، هوازی سوئدی و خنک‌کننده بود. در خاتمه دوره مجدداً، آن بخش پرسش‌نامه که توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه و شدت خستگی را بررسی می‌نمود، تکمیل گردید.
▪ یافته‌ها: نمونه‌ها همگی زن بودند و در گروه سنی ۲۰ تا ۴۵ سال قرار داشتند و میانگین سنی آن‌ها ۵۷/۲۹ سال بود.
۱/۵۷% متأهل بودند، ۴/۶۴% تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند، ۷۵% خانه دار بودند. طول مدت ابتلا به بیماری در ۴/۴۶% بین ۵ تا ۸ سال بود. اولین علامت بیماری در ۵۰% بیماران اختلال بینایی مطرح گردید و ۳/۶۴% از بیماران خستگی را مهم‌ترین مشکل ناتوان کننده بیماری اعلام کردند. ۱/۵۷% از بیماران دارای وضعیت گسترش ناتوانی بین صفر تا ۳ بودند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی بر فعالیت‌های پایه و مفید زندگی روزانه با ۰۰۰۱/۰p< تأثیر مثبت داشت. خستگی به طور قابل ملاحظه‌ای در این بیماران کاهش یافت (۰۰۸/۰= P) و تنها سن و وضعیت تأهل با فعالیت پایه و مفید زندگی روزانه ارتباط معنادار داشت.
▪ نتیجه‌گیری: بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ورزش منجر به بهبود فعالیت‌های زندگی روزانه می‌شود. این یافته‌ها نشان داد بیمارانی که به طور منظم در فعالیت‌های ورزشی هوازی شرکت می‌کردند به اثرات مفید ورزش دست یافتند.
مولتیپل اسکلروزیس شایع‌ترین بیماری ناتوان‌کننده بالغین جوان است که به علت فرآیند التهابی دمیلینه‌کننده در سیستم عصبی مرکزی ایجاد می‌گردد. این بیماری یک اختلال التهابی مزمن و عودکننده سیستم اعصاب مرکزی است و سبب آسیب غلاف میلین، اولیگودندروسیت‌ها و با وسعت کمتر آکسون‌ها و نرون‌ها می‌گردد [۸].
انجمن پزشکی انگلستان گزارش می‌دهد که در سال ۲۰۰۰ تقریباً ۸۵۰۰۰ بیمار مبتلا به ام.‌اس در انگلیس شناسایی گردیدند و این اختلال، بیشترین علت ناتوانی نورولوژیکی در بین جوانان محسوب شده است[۴] در کل جهان، ۵/۲ میلیون نفر به مولتیپل اسکلروزیس مبتلا هستند و پس از آسیب‌های ناشی از ضربه مغزی، شایع‌ترین اختلال نورولوژیکی بالغین در جوامع غربی محسوب می‌شود.
بر اساس شواهد فعلی، این بیماری یک اختلال خود ایمنی است که به صورت موروثی در افراد مستعدی که در نواحی تحت خطر زندگی می‌کنند روی می‌دهد [۵] و مثل بسیاری از بیماری‌های خود ایمنی، در زنان بیشتر از مردان و با نسبت مشاهده می‌گردد.
شایع‌ترین سن ابتلا به مولتیپل اسکلروزیس بین ۴۰-۲۰ سال است، اگرچه ممکن است بیماری خارج از این دامنه سنی نیز اتفاق بیفتد [۱۹] اما شیوع در نوجوانان کمتر از ۱۴ سال و سالمندان بالای ۶۰ سال معمول نیست [۳].
عوامل بسیاری در رابطه با بیماری‌های مزمن هم‌چون مولتیپل اسکلروزیس بر زندگی و عملکرد روزانه تأثیر منفی می‌گذارد، این عوامل که بر بیمار و زندگی وی اثر می‌نهد، در واقع همان نشانه‌های بالینی ناشی از اختلالات ایجاد شده می‌باشند [۱۷].
نشانه‌های بالینی مولتیپل اسکلروزیس به سه دسته تقسیم می‌شود: نشانه‌های اولیه که نتیجه مستقیم دمیلینه شدن سیستم عصبی مرکزی است از قبیل: ضعف، خستگی، لرزش، درد، فلجی، اختلال در عملکرد مثانه و روده، اسپاسم عضلانی، تغییرات بینایی و کاهش عملکرد جنسی در آقایان (به صورت کاهش در میل جنسی) می‌باشد. نشانه‌های ثانویه که در واقع عوارض ناشی از آسیب به سیستم عصبی مرکزی است، عبارتند از: اختلالات خواب، کاهش فعالیت زندگی روزانه، عفونت‌ مجاری ادراری، بی‌اختیاری ادرار و مدفوع، آسیب پوستی، انقباضات عضلانی و مشکلات عصبی محیطی و در نهایت دسته سوم نشانه‌ها (نتیجه نشانه‌های اولیه و ثانویه) که شامل: از دست دادن شغل، تغییر نقش در خانواده، طلاق، از دست دادن توانایی انجام فعالیت‌های مالی، اجتماعی، شغلی، محیطی و در کل ناتوانی می‌باشد [۱۰].
مشکلات ناشی از نشانه‌های بیماری، فرد را در توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه محدود می‌کند [۱] حتی بیمارانی که به طور خفیف تحت تأثیر مولتیپل اسکلروزیس قرار گرفته اند نسبت به افراد سالم دچار کاهش توانایی فعالیت‌های جسمی و فعالیت‌های پایه ومفید زندگی روزانه هستند [۱۶].
از آن‌جا که کاهش انرژی ناشی از بیماری، افراد درگیر را وادار به مراجعه به مراکز درمانی می‌نماید، تیم درمان باید پس از انجام آزمون‌های رایج جهت تشخیص و اثبات اختلال، هرچه سریع‌تر اقدامات درمانی را شروع کنند [۱۹] علیرغم عدم درمان قطعی برای مولتیپل اسکلروزیس تدابیری جهت کاهش نشانه‌ها و حمایت از بیمار در دست می‌باشد، معمول‌ترین درمان، استفاده از دارو است [۱۳] غیر از درمان‌های دارویی، روش‌های غیر دارویی نیز در سال‌های اخیر، توجه کلیه بیماران از جمله مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس را به خود جلب نموده است که تحت عنوان درمان‌های تکمیلی شناخته شده اند. درمان‌های تکمیلی، درمان‌هایی با ماهیت جامع‌نگر می‌باشد که برای افزایش آسایش جسمی و درمانی بسیار استفاده می‌شود. این درمان‌ها شامل لمس درمانی، هیپنوتیزم، هامیوپاتی، بازتاب شناسی، طب ورزشی، آروماتراپی، طب سوزنی، طب فشاری و … می‌گردد [۱۴].
با افزایش فعالیت عضلات اسکلتی در ضمن ورزش ءمیزان جریان خون وارده به عضلات افزایش می‌یابد. در هنگام ورزش تعداد ضربان قلب، حجم ضربه‌ای بطن چپ و به تبع آن برون ده قلب افزایش می‌یابد.از طرفی با گشادی آرتریول‌ها در عضلات اسکلتی، حمل خون و اکسیژن به بافت عضلانی بیشتر می‌شود [۱۷] با افزایش فعالیت فیزیولوژیکی بدن در هنگام ورزش، نیاز بدن به اکسیژن افزون می‌گردد و با افزایش تعداد تنفس و ظرفیت حیاتی ریه و تهویه آلوئولی این نیاز رفع می‌گردد [۹] ورزش سبب افزایش قدرت و قابلیت انعطاف‌پذیری و تون عضلات و برقراری حرکات طبیعی مفاصل می‌شود. تمرینات ورزشی خصوصاً از نوع هوازی، سبب کاهش توانایی وابسته به سیستم عصبی مرکزی شده و پیشرفت پارامترهای کیفیت زندگی را موجب می‌گردد [۱] مرکز ملی فعالیت و ناتوانی مولتیپل اسکلروزیس آمریکا چنین بیان می‌کند که: گرچه مولتیپل اسکلروزیس در ستیز با وضعیت سلامت جسمی و روحی می‌باشد، اما مشخص شده که فعالیت‌های ورزشی منظم و تمرینات کششی و انعطافی، سطح سلامتی در هر دو مورد جسمی و روحی را افزایش می‌دهد [۱۶].
از آن‌جا که بیماری‌های مزمن، از جمله مولتیل اسکلروزیس بر جنبه‌های مختلف اقتصادی، مالی، اجتماعی و عاطفی فرد، خانواده و جامعه اثر می‌گذارد، فقط درمان دارویی و کنترل دوره‌ای بیماران کافی نمی‌باشد. پرستاران با توجه به ایفای نقش حساس در زمینه توان بخشی بیماران دچار ناتوانیهای جسمی و روانی، قادرند بیماران را در بالاترین سطح توانایی در انجام فعالیت‌های روزمره یاری نموده و در رفع مشکلات اجتماعی، روانی و اقتصادی آن ها را کمک نمایند. بنابراین با استفاده از تمرینات ورزشی، به عنوان یک روش غیر تهاجمی و غیر دارویی قادرند به هدف موردنظر نائل شوند. لذا این پژوهش به منظور ارتقاء علم و دانش و روزآمد کردن این علم جهت یاری بیشتر دردمندان انجام گرفت.
● مواد و روش‌ها
▪ جامعه مورد مطالعه: در این مطالعه که به صورت کارآزمایی بالینی یک گروهی و یک مرحله‌ای (قبل و بعد) می‌باشد، تعداد ۲۸ مددجوی دارای مشخصات خاص (زن، ۴۵-۲۰ ساله، با حداقل سابقه یک‌ساله بیماری مولتیپل اسکلروزیس, بدون ابتلا به سایر اختلالات حاد و مزمن جسمی و ذهنی، روانی، بدون مصرف کورتون طی دوره برنامه ورزشی، عدم وجود بارداری کنونی و بدون سابقه مصرف سیگار) از میان زنان مراجعه‌کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس انتخاب و پس از کسب رضایت از آنان پرسش‌نامه تکمیل گردید. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامه مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات مربوط به بیماری، اطلاعات در زمینه توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه و شدت خستگی استفاده شد که جهت تنظیم هر بخش پرسش‌نامه از امتیاز مقیاس وضعیت محیط زندگی امتیاز وضعیت گسترش ناتوانی و امتیاز مقیاس وضعیت ناتوان و فعالیت‌های مفید زندگی روزانه استفاده شد. قبل از اجرا، دوره ۸ هفته‌ای ورزش، یک بار پرسش‌نامه ها توسط بیماران تکمیل گردید و سپس به مدت ۸ هفته، هفته‌ای ۳ جلسه ۳۰ دقیقه‌ای برنامه تمرینات ورزشی که شامل ۴ مرحله گرم‌کننده، دو تفریحی، هوازی سوئدی و خنک‌کننده بود و مرحله اول، سوم و چهارم در استخر با آب °c۳۵ و کمتر از آن انجام شد و پس از پایان دوره مجدداً پرسش‌نامه‌ها (بخش دوم و سوم) توسط بیماران تکمیل گردید.
▪ ورزش‌های هوازی: آن دسته از ورزش‌هایی هستند که عضلات بزرگ را در فعالیت‌های دینامیک (پویا) درگیر کرده و نتیجه آن افزایش ضربان قلب و صرف انرژی است و شرکت منظم در این ورزش‌ها سبب پیشرفت عملکرد سیستم قلبی – عروقی و عضلانی - اسکلتی می‌شود. این فعالیت به طور یکنواخت و مداوم صورت می‌پذیرد و به همین دلیل نیاز سیستم قلبی و ریوی به اکسیژن مطابق با میزان عرضه آن می‌باشد.هم زمان با افزایش فعالیت، سیستم قلبی وریوی قادر است اکسیژن بیشتری را فراهم کرده و به همان نسبت دی اکسید کربن بیشتری از بدن دفع نماید. از ورزش‌های هوازی می توان به راه رفتن، دویدن تفریحی و شنا کردن اشاره نمود.
جهت مطالعات آماری از نرم افزار SPSS استفاده شد. کلیه داده‌های کسب شده در این پژوهش به صورت جداول تعداد و درصد تنظیم گردید. و به منظور مقایسه امتیازات بدست آمده، آزمون رتبه علامت ویلکاکسون بکار برده شد. همین‌طور جهت سنجش ارتباط میان تأثیر تمرینات ورزشی بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه و اطلاعات دموگرافیک و مشخصات بیماری (در مواردی که متغیرها یکی کیفی و یکی کمی بودند) از آزمون کروسکال – والیس و در مداردی که متغیرها هر دو کمی بودند از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.
EDSS(۲): (امتیاز وضعیت گسترش ناتوانی)معیاری جهت تعیین سطح ناتوانی بیماران ام-اس بوده و بنا به سطح آسیب نورولوژیکی از امتیاز صفر (یعنی معاینات نورولوژیکی طبیعی) تا امتیاز ۱۰ (مرگ در نتیجه ام –اس) درجه بندی می‌شود. EDSS از دامنه سیستم عملکردی فرد و درجه آسیب حرکتی مشتق می‌گردد.
ESS(۳): (مقیاس وضعیت محیط زندگی) این مقیاس خاص بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس تنظیم گردیده و توسط آن اطلاعات دموگرافیک و مشخصات بیماری فرد جمع‌آوری می‌گردد.

پس از تجزیه و تحلیل داده ها، یافته های پژوهش به شرح زیر می باشد: ۱/۳۲% بیماران مورد پژوهش در گروه سنی ۲۰ تا ۲۵ سال قرار داشتند. ۱/۵۷% متأهل بودند. بیشترین بیمارانی مورد پژوهش (۴/۶۴%) تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند. ۷۵% آنان خانه دار بودند. ۵۰% بیماران میزان درآمد ماهیانه کمتر از ۱۰۰۰۰۰ تومان داشتند. طول مدت ابتلا بیماری در ۴/۴۶% بین ۵ تا ۸ سال بود. دفعات عود بیماری طی یک‌سال اخیر در ۳/۳۹% یک مرتبه بود و بیشترین بیماران تحت پژوهش (۳/۶۴%) هیچ سابقه بستری در بیمارستان طی یک‌سال اخیر نداشتند. اولین علامت بیماری در ۵۰% بیماران اختلال بینایی مطرح گردید و ۳/۶۴% از بیماران خستگی را مهم‌ترین مشکل ناتوان‌کننده بیماری اعلام کردند. بیشترین افراد مورد پژوهش (۲/۳۲%) داروهای درمان‌کننده عود و علامت درمانی به صورت توأم استفاده می‌نمودند. ۱/۵۷% از بیماران دارای امتیاز وضعیت گسترش ناتوانی بین صفر تا ۳ بودند.


پس از مقایسه امتیازات توانایی انجام فعالیت‌های پایه زندگی (راه رفتن ءبالا رفتن از پله‌ها، نقل و انتقال در تخت و صندلی یعنی توانائی معمولی نشستن و برخاستن، توالت رفتن ءعملکرد روده و مثانه ءلباس پوشیدن، استحمام، رعایت بهداشت فردی، انجام فرائض دینی و غذا خوردن)روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی با ۰۰۰۱/۰p< اختلاف معنادار مشاهده شد (جدول ۱). پس از مقایسه امتیازات توانایی انجام فعالیت‌های مفید زندگی روزانه (انجام کارهای منزل، آماده نمودن غذا، خرید کردن، برقراری ارتباط تلفنی یا رودررو و ایفای نقش خانوادگی واجتماعی) قبل و بعد از تمرینات ورزشی نیز با ۰۰۰۱/۰p< اختلاف معنادار گردید (جدول ۲) و هم‌چنین پس از مقایسه امتیازات شدت خستگی قبل و بعد از تمرینات ورزشی با ۰۰۸/۰ = p اختلاف معنادار بود (جدول۳).

بررسی ارتباط بین عوامل دموگرافیک و تأثیر ورزش بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه تنها سن با ۰۳۶/۰ = p و وضعیت تأهل با ۰۱/۰ = p با توانایی انجام فعالیت‌های پایه زندگی روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی و سن با ۰۲۶/۰ = p و وضعیت تأهل با ۰۰۹/۰ = p با توانایی انجام فعالیت‌های پایه و مفید زندگی روزانه بعد از تمرینات ورزشی ارتباط معنادار داشتند (۰۵/۰p<). هم‌چنین سن با ۰۳۳/۰ = p و وضعیت تأهل با ۰۱۹/۰ = p با توانایی انجام فعالیت‌های مفید زندگی روزانه قبل از تمرینات ورزشی و سن با ۰۴۹/۰ = p و وضعیت تأهل با ۰۱۹/۰ = p با توانایی انجام فعالیت‌های مفید زندگی روزانه بعد از تمرینات ورزشی ارتباط معنادار داشتند.
نتایج این مطالعه نشان داد که «تمرینات ورزشی به صورت معنی‌داری بر ارتقاء توانایی انجام فعالیت‌های پایه زندگی روزانه در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مؤثر بوده است (۰۰۰۱/۰p<)». نتایج حاکی از آن بود که قبل از تمرینات ورزشی ۱۴/۵۷% بیماران در توانایی انجام فعالیت‌های پایه زندگی روزانه، متکی به وسایل کمکی بودند، در صورتی‌که پس از تمرینات ورزشی ۷۱/۸۵% بیماران در انجام این فعالیت‌ها به خود متکی بودند با ۰۰۰۱/۰ = pv این اختلاف معنادار بود یعنی فرضیه اول پژوهش پذیرفته شد. در پژوهش انجام شده توسط مسترت و کسلرینگ این نتیجه حاصل شد: افرادی که تحت برنامه ورزشی قرار می‌گیرند دارای سطح فعالیتی بهتر نسبت به افرادی که ورزش نمی‌کنند می‌باشند [۱۵].
استوئیف برگن و بکر نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند: افرادی که فعالیت‌های جسمی و ورزشی منظم دارند از توانایی بهتری جهت انجام فعالیت‌های پایه زندگی روزانه برخوردارند [۲۰] اما پتاژان و همکاران (۱۹۹۶) طی پژوهشی که انجام داده ثابت نکردند که تمرینات ورزشی منظم سبب بهبود فعالیت‌های پایه زندگی می‌گردد [۱۶].
همچنین نتایج این پژوهش حاکی است که تمرینات ورزشی بر ارتقاء توانایی انجام فعالیت‌های مفید زندگی روزانه در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به طور معنی‌دار مؤثر بوده است (۰۰۰۱/۰p<). نتایج نشان داد که قبل از تمرینات ورزشی
۵۷/۵۳% بیماران در انجام فعالیت‌های مفید متکی به وسایل کمکی بودند و ۴۳/۴۷% نیز متکی به کمک دیگران، در صورتیکه پس از انجام ورزش، ۷۲/۶۰% بیماران جهت انجام فعالیت‌های مفید متکی به وسایل کمکی، ۵۷/۳% متکی به کمک دیگران و بقیه متکی به خود بودند. با ۰۰۰۱/۰p< این اختلاف معنادار بود یعنی فرضیه دوم پژوهش اثبات شد. در پژوهشی که توسط استوئیف برگن و بکر (۲۰۰۱) صورت گرفت، تنها در سه فعالیت (توانایی انجام کارهای منزل، توانایی برقراری ارتباط و توانایی ایفای نقش خانوادگی، اجتماعی) اختلاف معنادار ذکر گردید [۲۰] و فریمن و همکاران (۱۹۹۹) نیز تنها در توانایی ایفای نقش خانوادگی و اجتماعی اختلاف معنادار مشاهده کردند ولی در کل اختلاف معناداری در توانایی انجام فعالیت‌های مفید زندگی روزانه در افراد تحت پژوهش، مشاهده نکردند [۷].
نتایج این مطالعه نشان داد که تمرینات ورزشی بر کاهش شدت خستگی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به صورت معنی‌دار مؤثر بوده است (۰۰۸/۰p=). نتایج نشان دهنده این بود که قبل از تمرینات ورزشی ۲۹/۶۴% بیماران شدت خستگی را زیاد عنوان کرده بودند در صورتی‌که پس از انجام تمرینات ورزشی ۱۵/۵۷% بیماران شدت خستگی را متوسط ذکر کردند که از نظر آماری اختلاف معنادار بود، یعنی فرضیه سوم پژوهش پذیرفته شد. مسترت و کسلرینگ (۲۰۰۲)، فریمن و همکاران (۱۹۹۹) و پتاژان و همکاران (۱۹۹۶) به نتایجی مشابه دست یافتند که تمرینات ورزشی منظم قادر است که شدت خستگی ناشی از مولتیپل اسکلروزیس را کاهش دهد [۹،۱۵،۱۸]. در بررسی ارتباط بین سن و تأثیر ورزش بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه تنها سن با فعالیت‌های پایه زندگی روزانه قبل و بعد و با فعالیت‌های مفید زندگی قبل و بعد دارای ارتباط معنادار آماری بود، اما بین سن و شدت خستگی هیچ ارتباط معناداری مشاهده نشد. [۱۶] ایگناتاویسوس و همکاران (۱۹۹۹) والیوپولوس (۱۹۹۹) معتقدند که افزایش سن بر فعالیت‌های زندگی روزانه موثر است و می تواند فعالیت‌ها را محدود نماید. [۵،۱۱] هم‌چنین مسترت و کسلرینگ (۲۰۰۲)، استوئیف برگن و بکر (۲۰۰۱)، فریمن و همکاران (۱۹۹۹) و پتاژان و همکاران (۱۹۹۶) نیز به نتایج مشابه رسیدند با این تفاوت که پتاژان و همکاران (۱۹۹۶) بین سن و شدت خستگی نیز ارتباط معناداری یافته بودند اما باید توجه داشت که میانگین و انحراف معیار سن شرکت کنندگان در آن پژوهش ۲ ۱/۴۱ بوده است [۷،۱۵،۱۶،۲۰].
در بررسی ارتباط بین وضعیت تأهل و تأثیر ورزش بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه تنها وضعیت تأهل با فعالیت‌های پایه زندگی روزانه قبل و هم‌چنین با فعالیت‌های مفید زندگی قبل و بعد ارتباط معنادار داشت. پتاژان و همکاران (۱۹۹۶) علاوه بر نتیجه فوق، بین وضعیت تأهل و شدت خستگی نیز ارتباط معنادار یافتند [۱۶].
بین سایر عوامل دموگرافیک (میزان تحصیلات، شغل، طول مدت ابتلا بیماری و تأثیر ورزش بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی) ارتباط معناداری مشاهده نگردید.
با توجه به هدف کلی این پژوهش که «تعیین تأثیر تمرینات ورزشی بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه‌کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس ایران» می باشد، از یافته‌های پژوهش می توان نتیجه گرفت که با ۰۰۰۱/۰p< توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه قبل و بعد اختلاف معنادار داشتند و در واقع تمرینات ورزشی روی توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه‌کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس ایران مؤثر بوده و میزان توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه ارتقاء یافته است.
با توجه به اینکه هیچ کدام از پژوهش‌های قبلی به این نتیجه کلی نرسیده‌اند، می توان مهمترین عوامل موفقیت این مطالعه‌ها را چنین ذکر کرد: اجراء تمرینات ورزشی متنوع در هر جلسه ورزشی (کششی، دو تفریحی و تمرینات هوازی سوئدی)، رعایت اجراء حرکات گرم‌کننده و خنک‌کننده، رعایت خنک سازی قبل و حین ورزش و بالاخره انجام ورزش در آب که عامل تسهیل‌کننده‌ای در اجراء ورزش در بیماران ناتوان می‌باشد.
نتایج حاصل از بررسی یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که انجام فعالیت‌های زندگی روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی با متغیرهای سن و وضعیت تأهل، در اجزاء توانایی انجام فعالیت‌های پایه و مفید زندگی روزانه ارتباط آماری معناداری داشته است، اما با جزء شدت خستگی ارتباط معناداری نداشت. از طرفی توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی با سایر متغیرها از جمله میزان تحصیلات، شغل، طول مدت ابتلا به بیماری و … ارتباط معنی‌دار آماری نداشته است.
در مجموع نتایج این پژوهش مؤید آن است که تمرینات ورزشی سبب ارتقاء توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می‌گردد. البته چنانچه انجام تمرینات ورزشی تداوم داشته باشد، نتایج بهتری خواهد داشت [۱۲]، اما متأسفانه در این پژوهش به علت ضیق وقت اجراء تمرینات ورزشی تنها برای ۸ هفته صورت گرفت که با این وجود نتایج بسیار خوبی را در برداشته است
[۱۲]. تمرینات ورزشی به عنوان یک روش درمانی، عامل موثری در بهبود توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه خواهد شد.






سلیمان راسق
نویسنده = بهروز بقایی
مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
جلد دوم، شماره سوم و چهارم تابستان و پائیز ۱۳۸۲
فروزان آتش‌زاده شوریده۱، حسین شیری۲ زهرا مشتاق عشق۲، منصوره صنیعی۲


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فاطمه رستمی
 

10 دقیقه بعد : 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدنتان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.

 

20 دقیقه بعد : قند خونتان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک ‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

 

40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌ چشمتان گشاد می‌شود، فشار خونتان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.

 

45 دقیقه بعد : ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.

 

60 دقیقه بعد : اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.

 

مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.

 

مدتی بعدتر : کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.

 

مضرات نوشابه هاي رژيمي :

در نوشابه هاي رژيمي به جاي شكر از شيرين كننده هاي مصنوعي عمدتاً آسپارتام استفاده ميكنند كه خود اين ماده، اشتهاآور است و مي تواند باعث سردرد، سرگيجه و كاهش حافظه شود. مصرف بيش از اندازه آسپارتام خالي از عارضه نيست. تومور مغزي، نقص عضو جنين و بروز حمله هاي صرع بعضي از اين عوارض هستند.

 

مصرف مداوم نوشابه به علت بالا بودن اسيد فسفريك آن باعث پوكي استخوان و پوسيدگي دندانها ميشود. همچنين خوردن نوشابه باعث چاقي و افزايش وزن ميشود. همچنين باعث توليد انسولين زياد در بدن ميگردد كه فرد را يك قدم براي ابتلا به ديابت نزديك ميكند. قند موجود در يك بطري نوشابه گازدار برابر با دو بسته شكلات است.

 

نوشابه ‌خورترین ملت جهان كدامند ؟!

سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم !!! برای این که بیشتر تعجب كنيد، بد نیست بدانید که :

ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.

در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵ درصد رشد داشته است.

در طی همين بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.

سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.

طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.

25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوء تغذيه دست‌ به ‌گریبانند.

منبع : پرشين استار 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط فاطمه رستمی